قلعه دیو در یک کتاب
قلعه دیو (دوو قالاسی)
این قلعه از طرف شمال شرقی به روستای کووز در دهستان قره سو(بخش مشکین شرقی )از جنوب غربی به روستای (قوزلو ) و از شرق نیز به روستای (کهلیک بولاغی )محدود می شود .
راه کووز که در پنج کیلومتری قلعه دیو واقع شده بهترین راه برای رسیدن به این قلعه باستانی است .وقتی آدم به نزدیکهای این قلعه می رسد و از روی سراشیبی سنگی پیش از تاریخ آن بالا می رود با دیوارهای سنگی قلعه روبرو می شود که وزن هر کدام از سنگها به طور تقریبی بین نیم تن تا 2تن می باشد .این سنگها به نحو خاصی برش داده شده و به صورت قفل بندی بدون ملات در سمت غربی و جنوبی بالای تپه ای به مساحت بیش از بیست هکتار چیده شده است .در فاصله حدود چهار صد متری جنوب قلعه به طرف سبلان چشمه ای وجود دارد که ساکنان قلعه از آن استفاده می کردند .این قلعه به مانند نگین انگشتری است که از شرق به دره خطرناک و مخوفی مشرف است و در غرب آن نیز دیوار مستحکمی بنا نموده اند .محوطه قلعه به صورت طبیعی و خدادادی بیشتر از سنگفرش بوده و معماری سنگی آن به شیوه اورارتویی است .مردم آن اعصار این گونه قلعه ها را به منظور حفاظت مردم منطقه از دست دشمن ساخته بودند .بطوریکه مردم در مواقع لزوم به آنجا پناه می بردند .گفتنی است با وجود خرابی ها و ویرانی هایی که در قلعه صورت گرفته هنوز بیشتر دیوارهای آن تا ارتفاع 2 متر پا برجاست .
دیوها بو میانی قوی هیکل و پر هیبت بودند که در برابر مهاجران و مهاجمان تازه وارد مقاومت سر سختانه ای می کردند گویی در این قلعه شماری از دیوها ساکن بودند که هر آینه با نهیبی سهمگین بر بیگانگان یورش می بردند و گاه فریاد های و هم آلود آنها در اعماق دره ها رعشه بر اندام هر نا آشنایی می افکند .
کلمه (دیو )که در واقع از همان زمانها بر جای مانده است هم اکنون نیز نزد مردم اهالی بخصوص در میان روستا های همجوار این قلعه به موجوداتی اطلاق می شود که دارای پیکری ستبر و نیرویی خارق العاده اند و قادرند هر کاری را که می خواهند انجام دهند .
قدمت و تاریخ اینگونه قلعه ها در آذربایجان به زمان اورارتو بر می گردد که حکومت آنها ما بین قرون نهم و هفتم ق .م در قسمتهای از نواحی آذربایجان غربی (ارومیه )و آناتولی شرقی از چنان قدرتی بر خوردار بود که دولت آشور با آن همه عظمتش مجبور بود هویت و موجودیت این حکومت را قبول نماید .آذربایجان در آن زمان از طرف مغرب به دولت قوی و سلحشور آشور از طرف جنوب به ایلام و از جانب شمال غربی به دولت سلحشور اورارتو که تقریبا قسمت عمده خاک آذربایجان را در تصرف داشت محدود می شد .
پروفسور دکتر شاپور رواسانی می نویسد:
((در اواخر قرن 9 ق .م قدرت اقتصادی و سیاسی وفرهنگی اوراتو افزایش یافت .منطقه ای نفوذ سلا طین اورارتو ،منطقه ای به وسعت 800 کیلو متری از خم رود فرات در ترکیه ی امروزی تا اطراف اردبیل در ایران امروزی ،تا 500 کیلومتری در ارمنستان کنونی تا شهر لنکران ،تا شمال رواندوز (سرزمین کردستان در عراق امروزی )را در بر می گرفت ))
وجود کتیبه های سنگی مربوط به دوران قبل از میلاد از قبیل کتیبه ی سقیندل ،کتیبه صخره ای (داش تپه )کتبه رازلیق و کتبه نشتبان و اسنادی از این قبیل گویای حکومت اورارتویی ها در مناطق آذربایجان می باشد قلعه دیو نیز در قلمرو حکومت اورارتویی قرار گرفته و از شیوه معماری آن متاثر شده است .
((در پنجاه سال اخیر هیئت باستان شناسی آلمان در خاک ایران چند دژدفاعی اورار تویی را بررسی کرده اند که اغلب دژهای دفاعی در نقاط مرتفع بنا شده و به خاطر شیبهای تند کوهها و صخره ها خود بخود دارای یک امنیت طبیعی بوده است (مانند دژ بسطام در قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی )،امنیت این دژهای کوهستانی بوسیله دیوارهای مستحکم تامین گردیده است که این دیوارها اغلب بوسیله سنگهای بزرگ و صاف بدون ملات بنا گردیده و بنام دیوارهای خشک معروف است .(مانند دیو قالاسی در مشگین شهر)مردم اورارتو به منظور مستحکم تر شدن دیوارها ،زمین را که اغلب از صخره تشکیل یافته بودکنده و برروی آن سکوه های پلکانی مانند ساخته و سپس
بر فراز آن دیوار را بنا می کردند . در معماری صخره ای اورارتو،اطاقهای صخره ای نیز وجود دارد که این اطاقها یا دخمه های صخره ای ممکن است آرامگاه بوده و یا از آن به عنوان زیر زمین استفاده می شده است مانند صخره های دژوان (توشپا) پایتخت اورارتوئیدر آناتولی شرقی در خاک ترکیه که در دل سنگ ،دخمه های ایجاد شده که آرامگاههای پادشاهان اورارتوئی می باشد.))
امروزه از این آرامگاهها در دژ دیو قالاسی اثری نیست و اگر هم باشد نیاز به حفاریهای باستان شناسان و کارشناسان محترم اداره میراث فرهنگی می باشد که با کشف خود بتوانند زوایایی از تاریخ گذشته مان را برای هموطنان و مورخان باز گو نمایند.مورخان و باستان شناسان تا به حال از شهرهای اورار تویی در خاک ایران اطلاعات زیادی به دست نیاورده اند ولی سنگ چینی های که در محوطه (شهریری) مکتب اوشاقلاری در شمال روستای ((پیرازمیان))(برازمان) نزدیک رود پر آب قره سو کشیده شده است احتمال دارد از شهرهای اورارتویی باشد زیرا این شهر همانند قلعه دیو بر روی صخره های سنگی احداث شده و مطابق معماری اورارتویی هخامنشی می باشد .
در مورد سنگهای برش داده شده دیوارهای قلعه دیو (دووقالاسی )این سوال به ذهن آدم خطور می کند که این سنگهای غول پیکر که وزن تقریبی متوسط آنها به یک تا یک و نیم تن می رسد و در ساختمان این قلعه بکار رفته است همه ی آن از محل مذکور بدست نیامده بلکه از محلی دیگرکه شاید چندین کیلومتر دورتر از مکان قلعه و دژ باشد به این محل آورده شده است .حال سوال بر سر این است که با چه وسیله ای این سنگهای عظیم را به این مکان انتقال داده اند ؟راه شوسه کوهستانی و صعب العبوری که این وسیله توانسته است از طریق آن ،سنگها را به محل قلعه منتقل کند چگونه بوده است ؟به چه طریق سنگهای مزبور بدون ملات قفل بندی شده و روی هم سوار گشته اند ؟اینان چگونه از حرکت سیارگان در آسمان و نیز موقع خورشید و سایر ستارگان در آسمان با خبر بوده اند تا در جهت دهی به ساختمان بناهای سنگی خود از آنها استفاده نمایند ؟همه اینها مسائلی هستند که بشر امروزی متاسفانه پاسخ قطعی بدانها ندارد،گو اینکه بعضی از دانشمندان سعی نموده اند به کمک ححدس و گمان راه حلهایی برای آنها ارائه دهند و با توجیه های خود دیگران را قانع سازند ولی به طور قطع و یقین می توان گفت کسانی که در حدود آن اعصار قادر به چنین اعمالی بوده اند در مراحل عالی تمدن بشری قرار داشته اند و بشر امروزی به لحاظ فاصله زمانی نمی تواند آنرا درک کند.
عاقبت اوراتویی ها در زمان سار دور چهارم (620-640 ق.م)بوسیله سکائی ها منهدم شدند و قلمرو آنها از این پس به نواحی پیرامون دریاچه وان محدود شد و از قسمتهائی نیز تابع شاهنشاهی هخامنشی گردید بطوریکه نام اورارتور در کتیبه داریوش واقع در بیستون به صورت اوراشتو آمده است. عینا از کتاب (خیاو گمشده تاریخ نوشته آقای سلیمان نوبختی خیاوی)